بحث از بصیرت چه اهمیت و ضرورتی دارد؟؟؟؟؟

واژه بصیرت از واژه های کلیدی و با اهمیتی است که دین مبین اسلام بر آن تأکید دارد و در آموزه های اسلامی، بصیرت به حالتی گفته می شود که آدمی با ژرف نگری و بینش عمیق، توانایی درک درست حقایق و تحلیل واقعیت ها را می یابد، موقعیت خود را می سنجد و نسبت به آن واکنش مناسب نشان می دهد.

 

  • «در زندگیِ پیچیده‌ی اجتماعیِ امروز، بدون بصیرت نمی شود حرکت کرد. جوان ها باید فکر کنند، بیندیشند، بصیرت خودشان را افزایش بدهند. معلمان روحانی، متعهدان موجود در جامعه‌ی ما از اهل سواد و فرهنگ، از دانشگاهی و حوزوی، باید به مسئله‌ی بصیرت اهمیت بدهند؛

  • بصیرت در هدف، بصیرت در وسیله، بصیرت در شناخت دشمن، بصیرت در شناخت موانع راه، بصیرت در شناخت راه‌های جلوگیری از این موانع و برداشتن این موانع؛ این بصیرت ها لازم است. چرا؟؟؟؟؟

  •  وقتی بصیرت بود، آن وقت شما می دانید با کِی طرفید، ابزار لازم را با خودتان برمی دارید. یک روز شما می خواهید تو خیابان قدم بزنید، خوب، با لباس معمولی، با یک دمپائی هم میشود رفت تو خیابان قدم زد؛ اما یک روز می خواهید بروید قله‌ی دماوند را فتح کنید، او دیگر تجهیزات خودش را میخواهد.

  • بصیرت یعنی اینکه بدانید چه می خواهید، تا بدانید چه باید با خودتان داشته باشید.                              ( «امام خامنه ای،دیدار با مردم چالوس و نوشهر، 15 مهرماه88»

     

    بحث از بصیرت چه اهمیت و ضرورتی دارد؟؟؟؟؟

 

نوع نگاه انسان به حقایق:

  1.  ممکن است یک نگاه سطحی و ظاهری باشد،اشیایی را ببیند و از کنار آن به راحتی بگذرد و توجهی نکند.

  2. وممکن است از نگاه سطحی عبور کند و به باطن حقایق نظر افکند.

    بنابراین : نگاهی که از اهمیت بیشتری برخوردار است،نگاه عمیق و ژرف است که مثل چراغ فروزانی، مسیر راه را روشن و انسان را از بی راهه باز می دارد.

     

در قرآن و روایات با دو گونه بینایی ظاهری و باطنی مواجه می‌شویم که از آن به بصر و بصیرت تعبیر شده است. در برخی آیات این دو گونه بینایی در کنار هم قرار گرفته‌اند:


 وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدى‏ لا یَسْمَعُوا وَ تَراهُمْ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ وَ هُمْ لا یُبْصِرُونَ (اعراف/198)

 و اگر آنها را به هدایت فرا خوانید، سخنان تان را نمى‏شنوند! و آنها را مى‏بینى (که با چشم هاى ظاهری شان) به تو نگاه مى‏کنند، اما در حقیقت نمى‏بینند! مثل آدمی که کتاب می خواند ولی نمی فهمد. گاهی با این که آدم  باسوادی است. اما باز بصیرت ندارد. یعنی آنچه را که باید بفهمد، نمی فهمد »

 

امیرالمؤمنین می فرماید: (نهج البلاغة خطبه 153)

فَإِنَّمَا الْبَصِیرُ مَنْ سَمِعَ فَتَفَکَّرَ وَ نَظَرَ فَأَبْصَرَ وَ انْتَفَعَ بِالْعِبَرِ ثُمَّ سَلَکَ جَدَداً وَاضِحاً یَتَجَنَّبُ فِیهِ الصَّرْعَةَ فِی الْمَهَاوِی   

  بصیر آن کسى است که سخن را بشنود و در آن فکر افکند و ببیند، از آن به نفع خود استفاده کند، راه هاىِ روشن را بپیماید و مراقب باشد که با سر در پرتگاه سقوط ننماید.

 

خداوند در قران در توبیخ ستمگران فرموده است:

«اَفَلَم یَسیروا فِی‌الاَرضِ فَتَکونَ لَهُم قُلوبٌ یَعقِلونَ بِها اَو ءاذانٌ یَسمَعونَ بِها» . (حجّ/46)

 آیا آنان در زمین سیر نکردند، تا دل هایى داشته باشند که حقیقت را با آن درک کنند یا گوش هاى شنوایى که با آن (نداى حق را) بشنوند؟!.

 

سپس در ادامه چنین آمده که این چشمان آنها نیست که نابینا می‌شود، بلکه قلب هایشان است که در سینه‌ها قرار دارد:

 «فَاِنَّها لا تَعمَی الاَبصـرُ و لـکِن تَعمَی القُلوبُ الَّتی فِی‌الصُّدور» (حج/46)

 چرا که چشم هاى ظاهر نابینا نمى‏شود، بلکه دل هایى که در سینه‏هاست کور مى‏شود.

بصیرت و روشن بینی در دین، چراغ فروزنده درمسیر زندگی انسان است که از خطر افتادن در فتنه و لغزش باز می دارد، راه خیر را از شرّ تشخیص می دهد و از شک و تردید رها می یابد.

/ 0 نظر / 7 بازدید