کیست این کشته که جان همه قربان تنش

کیست این کشته که جان همه قربان تنش

خاک صحرا کفن و خون گلو پیرهنش

مصحف فاطمه در قلزم خون افتاده

آیه آیه شده چون صفحه ی قرآن بدنش

چشم زهرا به سویش بود و گره خورد به هم

پنجه ب قاتل و گیسوی شکن در شکنش

باغبان، لاله ی پرپر شده سر تا به قدم

سرخ گردیده زخون باغ گل یاسمنش

او که با هر نفسش جان به مسیحا می داد

چه گنه داشت که شد سنگ جواب سخنش

سر به بالای سنان، چشم یه سوی زینب

صوت قرآن به لب و خون گلو در دهنش

باغبان کس نشنیده است که از بی ابی

اب از خون دل خویش دهدبرچمنش

این همان کشته ی اشک است که تا روز جزا

دل مردان الهی شده بیت الحزنش

این شهیدی است که تا صبح قیامت هر روز

تازه تر گرددو گردیده عزای کهنش

کردترک وطن از بهرشهادت که بود

دل میثم نه دل عالم وادم وطنش

منبع:نخل میثم ج4 ص295

 

/ 0 نظر / 45 بازدید