چند قدم تا ظهور؟
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَا أَبَتِ اسْتَئْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَئْجَرْتَ الْقَوِىُّ  الْأَمِینُ(قصص 26)

در این ایه مهمترین و اصولی ترین شرایط مدیریت به صورت کلی و فشرده امده است:

قدرت و امانت

بدیهی است که منظور از قدرت،تنها قدرت جسمانی نیست بلکه مراد،قدرت و قوت بر انجام مسئولیت است.

یک مدیر قوی کسی است که:

حوزه ماموریت خود را به خوبی بشناسد،

از انگیزه ها با خبر باشد،

در برنامه ریزی مسلط و

از ابتکار کافی برخوردار و

در تنظیم کارها ماهر باشد.

هدفها را روشن و نیروها را برای رسیدن به هدف بسیج کند.

در عین حال، دلسوز و خیرخواه و امین و درستکار باشد.

 

آنها که در سپردن مسئولیت ها و کارها تنها به امانت و پاکی قناعت می کنند، به همان اندازه در اشتباهند که برای پذیرش مسئولیت داشتن تخصص را کافی می دانند.

منطق اسلام این است که هر کار باید به دست فردی نیرومند و توانا و امین باشد تا نظام جامعه به سامان رسد.

اگر در علل زوال حکومتها در طول تاریخ بیندیشیم، می بینیم که عامل اصلی سپردن کار به دست یکی از دو گروه است:

مدیران خائن و پاکان غیر مدیر که نتیجه کار هر دو یکی است.

منبع:تفسی نمونه ج16 ص66

[ ۱۳٩٥/٤/۱٠ ] [ ٢:۱۱ ‎ق.ظ ] [ طوسی به توان 2 ]


بدون تردید یک ماه روزه دارى و مبارزه عملى با هواهاى نفسانى، تأثیر بسیار عمیقى در روح و روان و سلامت جسمانى انسان دارد اما این که چه کنیم روزه ما اثرش بر نفس و جان باقى بماند، در مرحله نخست باید سعى کنیم که روزه ما کامل و واقعى باشد. آن گاه اثر آن تا سال آینده بلکه براى همیشه باقى خواهد ماند.


امام جعفر صادق (ع) مى‏فرماید: «هرگاه روزه دار هستى، پس باید گوش و چشم تو از حرام حتماً صائم باشد. باید جوارح و جمیع اعضاى تو از زشتى‏ها پاک باشد و باید کارهاى بیهوده ولغو را از خود دور کنى... لازم است بر تو حلم و وقار و خشوع روزه واقعى (زیرا روزه دار واقعى آن کسى است که کاملاً مراقب و مواظب تمامى شئون زندگى‏اش باشد که کوچک‏ترین نواقص شرعى، عرفى و اخلاقى از او مشاهده نگردد)...

روزه‏دار باید در حد امکان سکوت و خاموشى را اختیار کند، مگر ذکر خدا (و کلماتى در حد ضرورت براى رفع نیازمندى هایش). از قهقهه و بلند بلند خندیدن باید اجتناب کند، زیرا خداوند بر خنده‏هاى قهقهه خشم دارد».

از این سخنان پر معناى امام صادق (ع) استفاده مى‏شود که روزه وقتى کامل است و ما روزه‏دار واقعى محسوب مى‏شویم که روزه فقط خوددارى از خوردن و آشامیدن نباشد بلکه همه اعضا و جوارح ما روزه باشد. چنین روزه‏اى کامل و واقعى است و طبعاً اثر آن پایدار خواهد بود. البته علاوه بر آنچه گفته شد، دو عمل مهم دیگر باید انجام دهیم تا اثر روزه تا ماه مبارک رمضان بعدى باقى بماند:


یک. اجتناب از آنچه که موجب زایل شدن اثر روزه مى‏شود. علت غایى روزه دستیابى «تقوا» است. تقوا یعنى، دورى از گناه، چه اینکه گناه با غایت و هدف روزه منافات دارد و در تعارض است و ما هنگامى مى‏توانیم از اثر روزه- که همان تقواى الهى است- به طور مستمر بهره‏مند شویم که رفتارمان همسو و هم جهت و در راستاى تقوا باشد.

دو. علاوه بر اجتناب از گناه، باید ارتباط خود را با آنچه در ماه مبارک رمضان انجام دادیم قطع نکنیم، یعنى، براى تقویت آثار روزه هر از چند گاهى یک روز روزه بگیریم. البته این روزه‏ها واجب نیست، ولى از نظر کیفیت باید به همان صورتى باشد که در ماه مبارک رمضان روزه مى‏گرفتیم، یعنى، همه اعضا و جوارح ما روزه باشد.

بنابراین استوارى عمل و مداومت بر آن، موجب مى‏شود اثر آن عمل باقى بماند:
امام باقر (ع) فرمود: دوست داشتنى‏ترین عمل نزد خداوند، عملى است که بنده آن را ادامه دهد، اگر چه اندک باشد(1) و یکى از دلایل استمرار عمل، حفظ و بقاى اثر آن عمل است.

از نظر علمى و تجربى نیز این حقیقت به اثبات رسیده است که براى ماندگارى یادگیرى، شناخت و نیز صفات اخلاقى و معنوى، یک فرآیند دو مرحله‏اى را باید طى کرد:

1 شکل‏گیرى، 2 تثبیت و بقا.
انسان هر کارى را مى‏خواهد یاد بگیرد، در مرحله اول باید آموزش صحیح ببیند تا آن مهارت را بیاموزد، بدون آموزش صحیح یادگیرى تحقق پیدا نمى‏کند. بعد از اینکه مهارتى را آموخت، استمرار و بقاء آن مستلزم آن است که آن مهارت، تبدیل به عادت و ملکه شود.

اگر بخواهیم مهارتى تبدیل به ملکه شود، باید تکرار گردد. در غیر این صورت با گذشت زمان اثر آن مهارت، کم مى‏شود ودر صورت عدم تکرار حتى تبدیل به خاموشى مى‏شود. از این‏رو روان شناسان براى پیشگیرى از خاموشى، بحث «تقویت» را مطرح مى‏کنند.

نقش تقویت این است که نه تنها از خاموشى جلوگیرى مى‏کند. بلکه مطلب آموخته شده تبدیل به ملکه مى‏شود و براى همیشه باقى مى‏ماند. این مطلب در همه مهارت‏ها صدق مى‏کند. هر مطلب با مهارتى که انسان به دست مى‏آورد براى تثبیت و بقاى آن باید ارتباط خود را با آن مهارت- ولو به صورت اندک- حفظ کند.

این مطلب در مورد مسائل معنوى و اخلاقى نیز صدق مى‏کند، یعنى، اگر مى‏خواهد اثرات ماه مبارک رمضان نه تنها تا ماه مبارک رمضان بعدى حفظ شود بلکه به عنوان یک سرمایه معنوى براى همیشه باقى بماند، باید ارتباط خود را با ماه مبارک رمضان حفظ کند و حفظ این ارتباط ممکن نیست مگر با انجام دادن همان اعمالى که در ماه رمضان انجام مى‏داد.

از این‏رو توصیه مى‏شود بعد از ماه مبارک رمضان، گه‏گاهى روزه بگیرید و تلاوت قرآن را- هر چند روزى یک صفحه- قطع نکنید و دعاهاى مربوط به ماه‏هاى بعد از رمضان را- هر چند در حد چند دقیقه- هر روز بخوانید و شاید یکى از ادله اینکه سیره عملى بزرگان دین مانند پیامبر و ائمه (ع)، همواره این بوده که بعضى از روزها را روزه مى‏گرفتند و به ما نیز توصیه کرده‏اند که حداقل هر ماه سه روز، روزه بگیرید (اول، وسط و آخر ماه)،

همچنین توصیه کرده‏اند که هر مؤمنى حداقل هر روز پنجاه آیه قرآن را تلاوت کند، به جهت استمرار و بقاى آثار ماه مبارک رمضان باشد و تبدیل آن حالات معنوى حاصل از ماه رمضان به صفات و ملکات ماندگار و همیشگى به گونه‏اى که این آثار جزء وجود و شخصیت ما شود و همواره رفتارهاى ما را تحت تأثیر قرار دهد.
(1) اصول کافى، ج 3، ص 129، ج. 2


[ ۱۳٩٥/٤/٦ ] [ ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ ] [ طوسی به توان 2 ]

 
در سوره قدر مى‏خوانیم: «انا انزلناه فى لیلة القدر وما ادریک ما لیلة القدر لیلة القدر خیر من الف شهر» . خداوند متعال براى بیان عظمت‏شب قدر با این که ممکن بود بفرماید: «وما ادریک ما هى هى خیر من الف شهر» یعنى با این که مى‏توانست در آیه دوم و سوم به جاى کلمه «لیلة القدر» ضمیر بیاورد، خود کلمه را آورد تا بر عظمت این شب دلالت کند.
 

و با آیه «لیلة القدر خیر من الف شهر» عظمت این شب را بیان کرد به این که این شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن این شب از هزار ماه، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است. چه این که مناسب با غرض قرآن نیز چنین است. چون همه عنایت قرآن در این است که مردم را به خدا نزدیک و به وسیله عبادت زنده کند. و احیاء یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.

از امام صادق علیه السلام سؤال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ (با اینکه در آن هزار ماه در هر دوازده ماهش یک شب قدر است) . حضرت فرمود: «عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت در هزار ماهى که در آن شب قدر نباشد.

منبع:مجله مبلغان جلد 1

 

[ ۱۳٩٥/٤/٦ ] [ ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ ] [ طوسی به توان 2 ]

ما هم انتظار فرج داریم و باید در این انتظار خدمت کنیم.انتظار فرج،انتظار قدرت اسلام است و باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند و مقدمات ظهور فراهم شود.(امام خمینی ره)


 

حجت خدا در بین مردم زنده است؛ موجود است؛ با مردم زندگی می کند؛ مردم را می بیند؛ با آن هاست؛ دردهای آنها، آلام آنها را حس می کند.

انسانها هم، آنهایی که سعادتمند باشند، ظرفیت داشته باشند،در مواقعی به طور ناشناس او را زیارت می کنند.

او وجود دارد؛ یک انسان واقعی، مشخص، با نام معین، با پدر و مادر مشخص و در میان مردم است و با آنها زندگی می کند.این، خصوصیت عقیده ی ما شیعیان است.(رهبر معظم انقلاب)

[ ۱۳٩٤/٩/٢٢ ] [ ٥:٤۸ ‎ب.ظ ] [ طوسی به توان 2 ]

از آنجا که به کار گیری مربی فاقد صلاحیت در تشکل ها یکی از آسیب های جدی کار فرهنگی به شمار می آید در این مجال به بیان برخی از ویژگی های اساسی مربی گری در گروه می پردازیم.

یک مربی فرهنگی باید دارای سه گروه ویژگی باشد:

1. با اهداف،ابزار و روشهای تربیتی اسلام به خوبی آشنا باشد.


2. از صمیم قلب خیرخواه و ناصح به حال متربی بوده و با اراده و پشتکار و تدبیر و تواضع و نرمش به انجام کار فرهنگی بپردازد.


3. برای انجام این مهم به قول معروف سعه صدر و حوصله مادرانه داشته باشد تا در پیمودن ناهمواریهای این مسیر سخت و دشوار از راه نمانده و در جا نزند.

منبع:الفبای کارفرهنگی مهدی نجاتی ص126

[ ۱۳٩٤/٩/٢٢ ] [ ٧:٥۳ ‎ق.ظ ] [ طوسی به توان 2 ]

وَ إِنْ یُریدُوا أَنْ یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللَّهُ هُوَ الَّذی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنینَ.(انفال62)
و اگر بخواهند تو را ( در صلح و آشتی یا غیر آن ) فریب دهند ، به یقین خداوند تو را بس است اوست کسی که تو را به نصرت ( غیبی ) خود و به وسیله مؤمنان تقویت نمود.


پیوند بسیج با ولایت
خداوند در این ایه خطاب به پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله می‌فرماید: «پروردگارت کسی است که تو را به واسطه نصر خویش و به واسطه اهل ایمان یاری می‌کند». در این دوران، مصداق بارز اهل ایمان که به یاری خدا بر می‌خیزند، بسیجیانی هستند که اگر نقطه درخشانی جز مقطع دفاع مقدس در کارنامه کرامت آسای خویش نداشتند، همان برای اثبات منزلتشان برترین سند است.
مفهوم والای بسیج که همان پیوند امت با ولایت است، هماره پا برجاست و مختص دوره دفاع مقدس نیست. بسیج، حقیقتی نافذ در جان و ایمان است و امروز نمو ان را شما در نظام تربیتی صالحین می بینید.


 گمان غلطى است اگر بسیج را حاصل جنگ تحمیلى یا انقلاب اسلامى بدانیم.


 بسیج، فهم درست اتحاد، اراده و اخلاص مسلمانان است که با ظهور اسلام تولد یافته و در ملت‌هاى مسلمان رشد کرده است.


بسیج، مدرسه است؛ مدرسه ای که معلم و محصل و درسش همگی ایثار است و جهاد و خدمت.


بسیج، لشکر است؛ لشکری که فرمانده و فرمانبر و میدان رزمش، همگی گذشت است و فداکاری و اطاعت از خدا و دوری از غیر خدا.


 بسیج، درخت پاکی است که با خون هزاران بسیجی جان بر کف و شجاع آبیاری و تنومند گشت، رشد یافت و به اوج عشقی خدایی رسید.


 بسیج و بسیجی، نیروهای رزمنده‌ای را در نظر می‌آورد که با شجاعت تمام، هشت سال دفاع از حکومت اسلامی را به عهده گرفتند و مردانه و بدون خستگی، صحنه‌هایی را در جنگ آفریدند که چیزی قادر به توصیف آن نیست.


مقام معظم رهبری در توصیف بسیج می‌فرماید: «بسیج، یعنی همین پایگاه‌های مقاومت و همین نیروهای جوان و پرشور. همین جوانانی که نماز و عبادتشان، پدران و مادران پیر را به شگفتی و تعجب وادار می‌کند. بسیج یعنی متن مردم، مردمی که می‌توان امید دفاع از انقلاب را از آنها داشت.


اما در این بین از نقش زنان بسیجی هم نباید غافل شد...


زنان بسیجى
بخش عمده‌اى از هر جامعه را زنان تشکیل مى‌دهند که اصلى‌ترین نقش تربیتى را بر عهده دارند.

ادعاى گرانى نیست اگر زنان را فرهنگ‌سازترین بخش هر ملت بدانیم. اسلام نیز توجه فراوانى به جایگاه زنان دارد و بر حضور مثبت آنان در اجتماع تأکید مى‌کند.


زنان با حضور مؤثر خود در پیروزى انقلاب اسلامى و نیز کمک‌هاى بى‌دریغ در جنگ تحمیلى، حقى سترگ بر انقلاب دارند.

بسیج خواهران با جذب، آموزش و سازمان‌دهى بانوان کشور، براى گسترش فرهنگ بسیج، تلاش‌هاى فراوانى کرده و تاکنون اقدامات مفیدى در زمینه‌هاى نظامى، امدادگرى، عقیدتى، سیاسى و سوادآموزىو... انجام داده است.

[ ۱۳٩٤/٩/۸ ] [ ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ طوسی به توان 2 ]


رسول اکرم صلی الله علیه واله می فرماید :
(( المرء علی دین خلیله و قرینه ))؛ انسان بر کیش و آیین دوست و همنشین خود است . ( اصول کافی ، ج 2 ، ص 375 )


همچنین فرمودند :
((مجلسه اهل الدین شرف الدنیا و الاخره ))؛ همنشینی با اهل دین شرف دنیا و آخرت است . ( اصول کافی ، ج1 ، ص 39 )


یکی از نیازهای اساسی جوانان یک جامعه ، دوست و رفیق و همنشین است؛ اما جوانان عزیز باید توجه داشته باشند که معاشرت با صالحان ، پاکان و زیرکان و دانایان در سعادت و موفقیت آنها نقش بسزایی دارد و. دین مبین اسلام ، سفارشات بسیاری درباره انتخاب دوست کرده و پیروان خود را به دوستی با خوبان دعوت نموده است.


نخست موعظه پیر می فروش این است           از معاشرت ناجنس احتراز کنید ( حافظ )
دوست آن باشد که گیرد دست دوست               در پریشان حالی و درماندگی 
دوست مشمار آن که در نعمت زند             لاف یاری و برادر خواندگی ( سعدی )


جوانان ، آینده سازان مملکت خویش هستند ، پس جوانانی خدمت گزار ملت خود خواهند شد که در دوست یابی ، دقت لازم را داشته باشند . رفیق ، فوق العاده در زندگی انسان مؤثر است ، رفت و آمد خیلی خوب است، دوست نیاز است؛ اما با چه کسانی؟ با چه خانواده هایی؟ دقت کنید! در مدرسه و دبیرستان و دانشگاه انتخابتان را مورد بررسی قرار دهید، فکر کنید که آیا رفت و آمد با افراد باعث نجات و رستگاری تان خواهد شد یا شما را به گمراهی خواهد کشاند. جوانان عزیز! سعی کنید با خانواده های خوب، متدین، عاقل، پرهیزکار و عاشق کار و تلاش رفت و آمد کنید و خدا نکند ما گرفتار نا اهلان شویم.


آداب رفاقت:
امام صادق علیه السلام می فرماید: رفیق خوب مثل این است که بادی بوزد به گلستانی، وقتی باد به گلستان وزید می فرماید آن باد بوی عطر از گلستان می گیرد، از گلستان عطر می گیرد، رفیق خوب هم به رفقای خود بوی خوش مهربانی می دهد.


برعکس، رفیق بد، مانند آتش است، همین طور که اگر تماس با آتش شما را می سوزاند، تماس با رفیق بد نیز شما را می سوزاند. ( تربیت فرزند از نظر اسلام، ص297 ، حضرت آیت الله مظاهری )


رفیق خوب باید دو شرط را دارا باشد: یکی دین داشته باشد و دیگری اخلاق ؛ برای مثال با وفا باشد ، با وقار باشد ، دلسوز باشد، مهربان باشد ، اهل نماز و بندگی باشد، عاقل باشد و...با احمقان رفاقت نکنید؛ زیرا آدم های احمق دوستیشان مانند دوستی خاله خرسه است.


سه مورد از آداب رفاقت:
الف) شرور نباشد
ب)عیوب مردم را جستجو نکند
ج)عیوب دوستان را مخفیانه متذکر شوند.
                                                                             منبع:انچه یک جوان مسلمان باید بداند.علی سرلک ص89

[ ۱۳٩٤/۸/٢۳ ] [ ٥:٥٤ ‎ب.ظ ] [ طوسی به توان 2 ]

منظور از اصول بنیادی اخلاقی مسئولان ، صفات و ویژگی هایی است که در اخلاق و رفتار مدیران و مسئولان نظام اسلامی نقش بنیادی دارد و در سخنان امام خمینی بر آنها تاکید شده و لزوم داشتن آنها برای مسئولان حکومتی توصیه گردیده است . و ما در اینجا به چند مورد آن اشاره می کنیم.


1) ایمان
ایمان به خدا و ارزشهای اسلامی ، یکی از نکات مهمی است که در سخنان امام بر آن تکیه شده است ایشان در کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل، ایمان را اینگونه معنا کرده اند : ایمان در لغت ، به معنی وثوق و تصدیق و اطمینان و انقیاد و خضوع است .


در فارسی به معنی گرویدن است ، و پر واضح است که گرویدن غیر از علم و ادراک است . امام ( ره ) برای روشن شدن تفاوت علم و ایمان مثال زیبایی می زند که همه می دانند مرده به قدر مگسی حرکت ندارد و نمی تواند به دیگران آزار برساند و همه می دانیم که در تاریکی مردگان زنده نمی شوند ، با این وصف در شب تاریک از مردگان وحشت داریم و این نشان می دهد که "به این حقیقت عقلیه ، قلب ایمان نیاورده و این ادراک عقلی به قلب نرسیده است".
اینکه در قرآن شریف صفاتی برای مومن ذکر شده که در وجود ما نیست، برخاسته از تفاوت علم و ایمان است. آنجا که در سوره انفال می فرماید:
مؤمنان کسانی هستند که چون نام خدا برده شود ، خوف بر دل های ایشان چیره گردد و چون آیات خدا ، بر آنان خوانده شود ایمان ایشان افزون گردد و بر  پروردگارشان توکل می کنند (  انفال آیه 2 ) .


امام خمینی ( ره ) پس از شرح این نکات و مطالبی دیگر ، مؤمن را که تحت تأثیر دستورات و آیات الهی هستند اینگونه معرفی می کنند :
مؤمن آن کسی است که قلبش حضور حق و احاطه قیّومی آن ذات مقدس را دریافته باشد و عظمت و جلال او را وجدان کرده باشد . بنابراین ، مؤمن حقیقی کسی است که حق را همیشه حاضر و ناظر بداند و ایمان کامل افراد در زمانی است که به گفته امام ، دنیا را محضر حق بدانند ( عالم محضر خداست ، در محضر خدا معصیت خدا نکنید ) .


این ایمان کامل است که باعث اصلاح بسیاری از امور و کارها می شود و مسئولان نظام اسلامی لازم است به آن آراسته باشند ، تا گرفتار فساد و انحراف نشوند ، از نظر امام ، کسی که ایمان نداشته باشد محال است در خدمت مردم باشد .
(باید جوانان ما بدانند تا معنویت و عقیده به توحید و معاد در کسی نباشد محال است از خود بگذرد و در فکر امت باشد ) .


2)تقوا
تقوا از وقایه به معنای نگاهداری و حفظ کردن خود از افتادن در خطا و لغزش است.در عرف و زبان اخبار به گفته امام خمینی ره عبارت است از : حفظ نفس از مخالفت اوامر و نواهی حق  و متابعت رضای او .
وَ مَنْ اَخَذَ بِالشُّبَهاتِ  ، وَقَعَ فیِ الْمُحَرَّماتِ وَ هَلَکَ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُ  ( من لا یحضره الفقیه ج 3 ص 10 )
و هر کس به شبهات عمل کند ، مرتکب محرمات خواهد شد و از راهی که نمی داند هلاک شود .
وَ مَنْ رَتَعَ حَوْلَ الْحِمی یوشِکُ اَنْ یَقَعَ فیهِ
و هر کسی در اطراف قرقگاه باشد انتظار می رود که در آن قرار گیرد .  (وسائل الشیعه ج 27 ص 167 ح 44 )


تقوا برای همه لازم است و برای کسانی که متصدی امور کشور هستند لازم تر است . . . اما متصدیان امور بر حسب تصدی که دارند ، اگر خدای نخواسته تقوا نداشته باشند ، یک وقت می بینند که اینهایی که در رأس امورند اگر تقوا نداشته باشند ، این به همه کشور سرایت می کند ، همه کشور را یک وقت خدای نخواسته به باد می دهد و لهذا برای آنها اهمیت تقوا بسیار بیشتر است تا برای اشخاص . آنها هم برای خودشان خوب است ، هم برای دوستانشان خوب است و هم برای کشورشان خوب است ، برای تمام کشور .


3)تزکیه و تهذیب نفس
تزکیه و جهاد با نفس و تهذیب و اصلاح آن ، از کار های مهمی است که باید مسئولان نظام اسلامی به آن توجه کنند ، و برای رسیدن به کمال و مکارم اخلاق و رفتار پسندیده و مبارزه با خوی های ناپسند و رذائل اخلاقی ، تزکیه نفس لازم است. این نکته ای است که امام خمینی بر آن تأکید می نمود. جهاد نفس که در حدیث نبوی، جهاد بزرگ شمرده شده و از کشته شدن در راه حق تعالی بالاتر است . این حدیث اولین حدیثی است که  امام خمینی ( ره) در کتاب چهل حدیث به شرح آن پرداخته است .

ایشان تهذیب و جهاد نفس را این گونه تعریف می کنند:
جهاد نفس . . . عبارت است ازغلبه کردن انسان بر قوای ظاهره خود ، و آنها را در تحت فرمان خالق قرار دادن و مملکت را ازلوث وجود قوای شیطان و جنود آن خالی نمودن است.ایشان برای جهاد با نفس مشارطه، مراقبه و محاسبه را لازم می شمارد .


4)امانتداری
امانتداری از ویژگی هایی است که تمام نظام اسلامی باید از آن برخوردار باشند؛ زیرا حکومت به منزله امانتی است الهی که در اختیار یک مسئول قرار گرفته است و او باید در حفظ و نگهداری آن بکوشد.
امیر المؤمنین علی علیه السلام در نامه ای به اشعث بن قیس کندی می فرماید:
( کار تو برایت طعمه ای نیست ، بلکه امانتی است در گردن تو ).


5)عدل گرایی
عدل ، یکی از روش های اسلامی است  که آمیخته با اعتقادات مردم مسلمان است و در اسلام تأکید فراوانی بر آن شده و حاکمان موظف اند در جامعه به عدل رفتار کنند و عدالت را تحقق بخشند . در علم اخلاق ، عدالت یکی از چهار فضیلت برتر و بنیادین است که حکما در کنار حکمت ، شجاعت و عفت مطرح کرده اند ، بلکه عدالت را تمام فضیلت دانسته اند .

امام خمینی(ره) پس از تعریف عدالت به تعدیل قوه علمیه و تهذیب نفس در تعریفی دیگر می نویسد:
عدالت . . . عبارت است از تعدیل جمیع قوای باطنیه و ظاهریه و روحیه و نفسیه وبه این اطلاق فیلسوف متقدم گفته : عدالت همه فضیلت است نه جزوی از آن .
علمای اخلاق ، عدالت را حد وسط بین افراط و تفریط دانسته و کسب آن را برای سیر کمال و تهذیب نفس لازم شمرده اند .
       
  منبع :اخلاق مسئولان علی اکبر ذاکری

[ ۱۳٩٤/۸/٢۳ ] [ ٥:٤٠ ‎ب.ظ ] [ طوسی به توان 2 ]

در واقع رسالت خطیر امروز ما در جبهه جهاد فرهنگی، متمرکز بر سه نکته اساسی است:


اول آنکه مواظب باشیم که خودمان نلغزیم.


دوم آنکه دست دوستانمان را بگیریم که نلغزند.


سوم آنکه دست کسانی را که لغزیده اند بگیریم و بلندکنیم.


آیت الله مصباح یزدی در جمع فعالان فرهنگی تشکلها(دهه فجر 80)

[ ۱۳٩٤/٥/٢٥ ] [ ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ] [ طوسی به توان 2 ]

عصر امام‌ صادق‌ (علیه السلام) یکى‌ از طوفانى‌ترین‌ ادوار تاریخ‌ اسلام‌ است‌ که‌ از یک‌ سواغتشاش‌ها و انقلاب‌هاى‌ پیاپى‌ گروه‌هاى‌ مختلف‌، به ویژه‌ از طرف‌ خون‌خواهان‌ امام‌ حسین‌ (علیه السلام) رخ‌ مى‌داد، که‌ انقلاب‌ «ابو سلمه‌» در کوفه‌ و «ابو مسلم‌» در خراسان‌ و ایران‌ از مهم‌ترین‌ آن‌ها بوده‌ است‌ و همین‌ انقلاب‌ سرانجام‌ حکومت‌ شوم‌ بنى‌امیه‌ را برانداخت‌ و مردم‌ را از یوغ‌ ستم‌ و بیدادشان‌‌‌ رها ساخت‌.

لیکن‌ سرانجام‌ بنى‌ عباس‌ با تردستى‌ و توطئه‌، بناحق‌ از انقلاب‌ بهره‌ گرفته‌ و حکومت‌ و خلافت‌ را تصاحب‌ کردند. دوره‌ انتقال‌ حکومت‌ هزار ماهه‌ بنى‌ امیه‌ به‌ بنى‌ عباس‌ طوفانى‌ترین‌ و پر هرج‌ و مرج‌ ترین‌ دورانى‌ بود که‌ زندگى‌ امام‌ صادق‌ (علیه السلام) را فراگرفته‌ بود.

 رهبری پیرامون سبک و سیره زندگی امام جعفر صادق (علیه السلام) بیانات متعددی فرموده‌اند؛ بخشی از سخنان ایشان پیرامون نکات مهم زندگی امام صادق (علیه السلام) به شرح ذیل است:

حیات امام صادق؛ عصر استحکام پایه‌های معرفت اسلامی در جامعه
حرکت امام صادق (علیه السلام) و به‌طور کلى حرکت عمومى ائمه‌ هدى‌ (علیه السلام)، بخصوص نُه امامى که از بعد از حادثه‌ى عاشورا تا زمان غیبت حضرت ولى‌عصر این منصب را داشتند، با رفتار و هویت و حرکت بسیجىِ امروز ملت ما، رابطه‌یى وجود دارد.

ائمه‌ اطهار (علیه السلام) وظیفه‌ خود مى‌دانستند که هم پایه‌ ارزش‌ها و تفکر اسلامى را در ذهنیت جامعه مستحکم و عمیق نمایند و هم سعى کنند که بناى آن سلطنت پدید آمده و بناحق بر جاى نبوت نشسته را منهدم و ویران کنند و یک بناى حقیقى و صحیحى به‌وجود بیاورند.

ائمه (علیه السلام)، مبارزه‌ بسیار پُررنج و پُرتلاش و پُرمحتوا و فراگیرى را مى‌کردند؛ هم در زمینه‌ معنوى و فرهنگى؛ براى حفظ پایه‌هاى اعتقاد اسلامى و جلوگیرى از انحرافى که در جهت بناى حکومت سلطنتى ممکن بود به‌وجود بیاید، که به‌وجود آمده بود؛ هم در جهت مبارزه‌ سیاسى.

اوج این حرکت در زمان امام صادق بود. نمى‌شود گفت در زمان‌هاى دیگر، این حرکت اوج نداشت؛ چرا، در زمان امام رضا (علیه السلام) و در زمان‌هاى دیگر هم همین‌طور بود؛ منتها زمانه در دوران امام صادق (علیه السلام) یک فرصت و فسحتى را در اختیار گذاشت و این بزرگوار توانستند کارى بکنند که پایه‌هاى معرفت اسلامىِ صحیح در جامعه، آن‌چنان مستحکم بشود که تحریف‌ها دیگر نتواند این پایه‌ها را از بین ببرد.

 ایشان این کار را کرد، تا این زمینه بماند و در هر دوره‌یى از دوره‌هاى تاریخ، کسانى که لایق هستند، بتوانند از این زمینه استفاده کنند و نظام اسلامى و مبناى مبتنى بر ارزش‌هاى اسلامى را به‌وجود بیاورند و این بناى رفیع را بسازند. این، کارِ امام صادق (علیه السلام) است.

آنچه که ما امروز در عرصه‌ى نظام جمهورى اسلامى با آن مواجه هستیم، شباهتى به این حرکت عظیمِ عمیقِ نیازمند به صبر و حوصله‌ ائمه (علیه السلام) دارد؛ به‌‌ همان اندازه هم تأثیرات عمیقى را دارد.

 

(۱۳۸۴/۰۹/۰۷ – بیانات در دیدار هزاران نفر از بسیجیان در سالروز شهادت حضرت امام صادق)

[ ۱۳٩٤/٥/۱٩ ] [ ٦:٠۳ ‎ب.ظ ] [ طوسی به توان 2 ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب



دریافت کد پلیر

  • ماه دامین | صحاب